می گویند حدود 500سال پیش احمدبک نامی از منطقه سیمره(ایلام)، که از سرداران دوره شاهوردی خان آخرین اتابکان لربوده است. به منطقه چگنی مراجعه و با دختر شاه میرزا بزرگ طایفه کنونی میرزاوند ازدواج می کند، حاصل این ازدواج فرزندانی می شود که هم اکنون تشکیل طوایف شرفی، بهرامی، طهماسبی، فتح الهی، احمدی و حاتمی را داده اند، اولادان احمدبک تاثیر زیادی درتاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منطقه چگنی داشته اند.
اولادان احمدبک همراه طوایف میرزاوند، شه کرم، شاه بداق و سبزوار تشکیل ایل بزرگ چگنی را داده اند.
مرشد خان فرزند آقارضا خان فرزند حاتم خان فرزند سام خان فرزند حاتم بیک فرزند احمدبیک بزرگ بوده است.
گویا درمقطعی اززمان بر سر تصاحب قدرت بین اولادان احمدبک(طهماسب خانی و حاتم خانی)، رقابت شدیدی بوجود می آید، که پیروز این میدان مرشدخان از حاتم خانی ها می شود که برپسرعموهای خود پیشی می گیرد،
بنای دشمنی بامرشدازهمان روزهای اول توسط نقی(از طهماسب ها)، ودیگر رقیبان اوگذاشته می شود. گویا نقی با شاه کرمی ها دوستی، مراوده و رفت آمد داشته است و زمانی که می شنوند مرشدخان جهت دریافت مالیات به منطقه شاه کرمی می رود، بانفوذبه داخل آنها، آنها را برعلیه مرشدتحریک وبا القاء کردن ذهنیتی منفی ازاوباعث موضع گیری شاه کرمی ها در برابر مرشدمی شود.
مرشد متوجه این موضوع شده وپیش ازمراجعه به منطقه شه کرم از بزرگ آنها که هرسی خان(نوه شه کرم)، بوده است، می خواهد که جهت تامین جانی او داخل امام زاده حیات الغیب سوگند یادکند.
با پیش ذهنیت منفی که نقی ودیگر پسر عموهایش برضدمرشدبوجودآورده اند، محال بوده است به این سادگی دیدگاهها نسبت به او عوض شود.
خلاصه مرشدخان وتعدادی از همراهانش با توطئه برادران خود وبه دست مردان طایفه شه کرم درمکانی که پشت تونل های معمولان قرارداردکشته می شوند،
پسر عموهای مرشد برای اینکه کشتن او را توجیه و رد خود را ازاین ماجرا گم کنند بر چسب های به او می زنند که به نظر بنده حقیقت نداشته و فقط می خواسته اند اذهان عمومی را با این اتهامات مشغول وکشتن او و جانب داری نکردن خود از او را توجیه نمایند، که متاسفانه بعضی ها هم، هنوزاین واقعیت را قبول نکرده اند.
خلاصه هرسه گروه شه کرم، طهماسب و حاتم، تاوان سختی بابت این کارپرداخت می کنند، وطایفه شه کرم گرفتارتوطئه ای می گرددکه اولان احمدبک بخاطر تصاحب قدرت پایه گذارآن بوده اند، و تاوان سنگین آنرا که کشته شدن چیزی حدود 15نفراز افرادلایق این طایفه بوده است را پرداخت می نماید.
عده زیادی از هرسه گروه آنها کشته می شود، علاوه بر مرشد و عده ای از همراهانش، الفت برادر مرشدخان هم بعداً به خاطر دست داشتن در قتل 7تن از فرزندان زیدعلی نوه ویسکرم ، توسط خانلرمیرزا(نماینده شاهان قاجاردرخرم آباد) اعدام می گردد.
اشعارسروده شده و به جای مانده از آن زمان بدرستی زوایای این موضوع را روشن می نماید،
آخ د دس بی براری اولاد حاتم - تیغ کشینه د ری یک دو قول مردم
معنی= افسوس ازدست نا برادری اولادان حاتم خواسته و گفته است که آنها بر روی هم تیغ کشیده اند.
نقیه منن نکوش مه تاته زاتم
معنی= از زبان مرشد می گوید که نقی مرا نکوش من پسر عموی توهستم.
فچ فچ خومرا بر تکبیر و هرسی - قاصدی ره کرده و ریمله و دم نقی
معنی= می گوید خدامرادکه گویا لکنت زبان داشته است(نوه ویسکرم)، درگوشی با هرسی خان صحبت می کند و هرسی تکبیر می فرستد و قاصدی به منطقه ریمله فرستاده تا نقی را باخبرکند.
بور کل دومت بریا چپی دیالت - دیمت دو ریمله نقی سوارت
معنی=اسب بور، دم و یالت بریده باد(منظوراسب مرشدبوده است)- تورا در ریمله دیده ام که نقی سوار تو بوده است.
دربیشتر این اشعار برادرکشی و توطئه اولان حاتم برضد همدیگر و اسم نقی بعنوان دست پنهان دراین ماجرا دیده می شود.
خوشبختانه هم اکنون با توجه به منش، شعور بالا، صلح طلب بودن چگنی ها، درایت بزرگان وخوبی های بی شماری که مردمان چگنی دارند، ورثه تمام چگنی ها هرجا که هستندبا هم درصلح وصفا و دوستی بوده وبجز رفاقت و خوبی هیچ کدورت ودشمنی بین آنها وجود ندارد، ونسل هم اکنون آنها همه خود را اعضای یک خانواده می دانند.
برچسبها: مرشدخان چگنی, هرسی خان, شه کرم, اولادان احمدبک, نقی




















