X
تبلیغات
تاریخ چگنی - شاه کرمی ها

تاریخ چگنی - شاه کرمی ها

تاریخ شه کرم

ایل چگنی دارای چهارتیره اصلی به نام های میرزاوند، شه کرم، شاه بداق و سبزوارمی باشد.
می گویند حدود 500سال پیش احمدبک نامی از منطقه سیمره(ایلام)، که از سرداران دوره شاهوردی خان آخرین اتابکان لربوده است. به منطقه چگنی مراجعه و با دختر شاه میرزا بزرگ طایفه کنونی میرزاوند ازدواج می کند، حاصل این ازدواج فرزندانی می شود که هم اکنون تشکیل طوایف شرفی، بهرامی، طهماسبی، فتح الهی، احمدی و حاتمی را داده اند، اولادان احمدبک تاثیر زیادی درتاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منطقه چگنی داشته اند.
اولادان احمدبک همراه طوایف میرزاوند، شه کرم، شاه بداق و سبزوار تشکیل ایل بزرگ چگنی را داده اند.


م
رشد خان
فرزند آقارضا خان فرزند حاتم خان فرزند سام خان فرزند حاتم بیک فرزند احمدبیک بزرگ بوده است.

گویا درمقطعی اززمان بر سر تصاحب قدرت بین اولادان احمدبک(طهماسب خانی و حاتم خانی)، رقابت شدیدی بوجود می آید، که پیروز این میدان
مرشدخان از حاتم خانی ها می شود که برپسرعموهای خود پیشی می گیرد،

بنای دشمنی بامرشدازهمان روزهای اول توسط نقی(از طهماسب ها)، ودیگر رقیبان اوگذاشته می شود. گویا نقی با شاه کرمی ها دوستی، مراوده و  رفت آمد داشته است و زمانی که می شنوند مرشدخان جهت دریافت مالیات به منطقه شاه کرمی می رود، بانفوذبه داخل آنها، آنها را برعلیه مرشدتحریک وبا القاء کردن ذهنیتی منفی ازاوباعث موضع گیری شاه کرمی ها در برابر مرشدمی شود.

 مرشد متوجه این موضوع شده وپیش ازمراجعه به منطقه شه کرم از بزرگ آنها که هرسی خان(نوه شه کرم)، بوده است، می خواهد که جهت تامین جانی او داخل امام زاده حیات الغیب سوگند یادکند.

با پیش ذهنیت منفی که نقی ودیگر پسر عموهایش برضدمرشدبوجودآورده اند، محال بوده است به این سادگی دیدگاهها نسبت به او عوض شود.

خلاصه مرشدخان وتعدادی از همراهانش با توطئه برادران خود وبه دست مردان طایفه شه کرم درمکانی که پشت تونل های معمولان قرارداردکشته می شوند،

پسر عموهای مرشد برای اینکه کشتن او را توجیه و رد خود را ازاین ماجرا گم کنند بر چسب های به او می زنند که به نظر بنده حقیقت نداشته و فقط می خواسته اند اذهان عمومی را با این اتهامات مشغول وکشتن او و جانب داری نکردن خود از او را توجیه نمایند، که متاسفانه بعضی ها هم، هنوزاین واقعیت را قبول نکرده اند.
خلاصه هرسه گروه شه کرم،  طهماسب و حاتم، تاوان سختی بابت این کارپرداخت می کنند، وطایفه شه کرم گرفتارتوطئه ای می گرددکه اولان احمدبک بخاطر تصاحب قدرت پایه گذارآن بوده اند، و تاوان سنگین آنرا که کشته شدن چیزی حدود 15نفراز افرادلایق این طایفه بوده است را پرداخت می نماید.
عده زیادی از هرسه گروه آنها کشته می شود، علاوه بر مرشد و عده ای از همراهانش، الفت برادر مرشدخان هم بعداً به خاطر دست داشتن در قتل 7تن از فرزندان زیدعلی نوه ویسکرم ، توسط خانلرمیرزا(نماینده شاهان قاجاردرخرم آباد) اعدام می گردد.  


اشعارسروده شده و به جای مانده از آن زمان بدرستی زوایای این موضوع را روشن می نماید،

آخ  د دس  بی  براری  اولاد حاتم  -  تیغ کشینه  د ری یک دو قول مردم
معنی= افسوس ازدست نا برادری اولادان حاتم خواسته و گفته است که آنها بر روی هم تیغ کشیده اند.

نقیه منن نکوش مه تاته زاتم
معنی= از زبان مرشد می گوید که نقی مرا نکوش من پسر عموی توهستم.

فچ فچ خومرا بر تکبیر و هرسی - قاصدی ره کرده و ریمله و دم نقی

معنی= می گوید خدامرادکه گویا لکنت زبان داشته است(نوه ویسکرم)، درگوشی با هرسی خان صحبت می کند و هرسی تکبیر می فرستد و قاصدی به منطقه ریمله فرستاده تا نقی را باخبرکند.

بور کل دومت بریا چپی دیالت   - دیمت دو  ریمله نقی سوارت
معنی=اسب بور، دم و یالت بریده باد(منظوراسب مرشدبوده است)- تورا در ریمله دیده ام که نقی سوار تو بوده است.

دربیشتر این اشعار برادرکشی و توطئه اولان حاتم برضد همدیگر و اسم نقی بعنوان دست پنهان دراین ماجرا دیده می شود.

 خوشبختانه هم اکنون با توجه به منش، شعور بالا، صلح طلب بودن چگنی ها، درایت بزرگان وخوبی های بی شماری که مردمان چگنی دارند، ورثه تمام چگنی ها هرجا که هستندبا هم درصلح وصفا و دوستی بوده وبجز رفاقت و خوبی هیچ کدورت ودشمنی بین آنها وجود ندارد، ونسل هم اکنون آنها همه خود را اعضای یک خانواده می دانند.


 
 
 



برچسب‌ها: مرشدخان چگنی, هرسی خان, شه کرم, اولادان احمدبک, نقی
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 16:44  توسط علی شاه کرمی   | 


روی بعضی از قبور گذشته اشعاری دیده می شودکه بیشترآنها تکراری هستند، در اینجا تعدادی از آنها که از روی سنگ قبور یادداشت شده به همان صورت نوشته می شود.

اشعارروی سنگ قبر میرکرم فرزندشه کرم

افسوس که عمرخویش کردیم تلف      یک جو عمل نیک نداریم به کف

گویند عذاب آخرت بسیار است          دست من به دامن تو یا شاه نجف

پیدا چو گوهر زقطره ای آب شدیم      آنگاه نهان چو دُر نایاب شدیم

بودیم به خواب در شبستان عدم         بیدارشدیم و باز در خواب شدیم

 .......................................................................

روی سنگ قبور جوانان درگذشته این اشعار زیاد دیده می شود:

دریغا من که درفصل جوانی        نکردم با حریفان کامرانی

نچیدم گل زباغ زندگانی             برفتم من دراین دنیای فانی

این ابیات هم زیاد دیده می شوند:

دردا که ندیده کام رفتم زمیان

دل پر زامید پرخون زدیم ازجهان

میدانستم عاقبت مرگی هست

اما بجوییم نبود هیچ مکان

………………………………………..

بارالها کن نصیب دوستان هر سالها             هم نجف، هم کربلا، هم مشهد شاه رضا

…………………………………………………………………………

بقرآن که شدخلعت از کردگار

برای نبی سرور تاجدار

علی بعث باشدزحال اضطرار

زموت و زقبر و زمیزان نار

..................................................................................................

ای مرگ تو هزارخانه ویران کردی

درملک بدن توغارت جان کردی

هردانه قیمتی که آمد بوجود

بردی بزیر خاک پنهان کردی

.............................................................................................

دنیا یادگار است مارفتنی

زخوبان نماند جز از گفتنی

..........................................................................................

قلم گفت که من شاه جهانم

قلمزن را به دولت می رسانم

بیا با من کمی تو مهربان باش

درآنصورت ترا بالا می نشانم

.....................................................................................جدید

گر برسر ماه برنهی پایه تخت

ور همچو سلیمان شوی از دولت و بخت

تاعمر توپخته گشت بربندی رخت

میوه چو شود پخته بیفتد ز درخت

...............................................................................

خوشا آنان که با عزت زگیتی

بساط خویش برچیدند و رفتند

زکالاهای این آشفته بازار

محبت را پسندیدند و رفتند

..........................................................................

خوشا آنان که در میزان وجدان          حساب خویش سنجیدند و رفتند

نگردیدند هرگز گرد باطل                حقیقت را پسندیدند و رفتند

خوشا آنان که از پیمانه دوست           شراب عشق نوشیدند و رفتند

........................................................................

خوشا آنان که بذر آدمیت             دراین ویرانه پاشیدند و رفتند

......................................................................

باورم نیست پدر رفتی و خاموش شدی          ترک ما کردی و با خاک هم آغوش شدی

خانه را نوری اگر بود ز رخسار تو بود        ای چراغ دل ما از چه تو خاموش شدی

……………………………………………..

پدرم دیده به سویت نگران است هنوز           غم نادیدن تو بارگران است هنوز

آنقدر مهر و وفا برهمگان کردی تو              نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

.........................................جدید

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

اینکه اینجا خفته دراین گورسرد

بودنش را هیچ کس باور نکرد

............................................................جدید

یکی شایسته مردی با دلی پاک               زجمع ماکشیده چهره در خاک

نشانی از ملائک در وجودش                 محبت درتمام تار و پودش

چه زیبا زندگی را به سر کرد                چه نیکو آمد و نیکو سفر کرد

..........................................................................................................................

پدرم شعله ای از مهر خدا بود که رفت            نه به یاد من و تو فکر خدا بود که رفت

همه جا ورد زبانش سخن و آیه حق                دَم آخر به لبش ذکر خدا بود که رفت


برچسب‌ها: اشعار روی سنگ قبر, گورنگاره
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 21:59  توسط علی شاه کرمی   | 



گراو(گراب)، قبرستانی فراموش شده که بیش از 200سال است بسیاری از بزرگان شه کرم درآن به خواب ابدی فرو رفته اند، قبرستانی متروک و فراموش شده که دیگر زائری ندارد، کسی سراغ ساکنان آنرا نمی گیرد، حتی دست ویرانگر طبیعت هم آنرا را رها نکرده و نام بسیاری از آنها را قلم زده است، سال تا سال کسی به دیدارآنها نمی رود، کسی فاتحه ای برای آنها نمی خواند، سنگ قبورشان سیمای کهنگی به خود گرفته است، بیگانه با هیاهوی این زندگی گوشه ای ساکت و خاموش غنوده اند.

مرداد91 به دیدارآنها رفتم، همراه عزیزی که هم اکنون او هم مسافرآن دیار شده است(یادش گرامی)، همه آنها را می شناخت، نمی دانستم به این زودی بارسفررا خواهد بست وگرنه ازش قول می گرفتم ...

دراین قبرستان چیزی که زیاد جلب توجه می کرد، تعداد زیاد زنان نسبت به مردان بود، به طرز معنا داری تعداد زنان دراین قبرستان از مردان بیشتربود، زنانی که هنوز دارهای قالی آنها روی سنگ قبورشان برپا بود و اگر با گوش دل، گوش می دادی، صدای ضربه های دف(کرکید) آنها را بروی تاروپود قالی هایشان را می شنیدی، هنوز می شد صدای لالایی غم انگیز وبغض گرفته آنها را شنید.

گویا مردان را درسمت غرب این قبرستان و به طرف رودخانه دفن کرده بودند، و زنان را درسمت شرق، احتمالاَدرآن زمان هم خطر رودخانه را تشخیص داده اند و زنان و دختران را دور از خطر و در پشت سر مردان خود دفن کرده اند.

مردگان دراین قبرستان آرام می گیرند و زندگان به خواب غفلت فرومی روند، دست غارتگر و فرصت طلب روزگار از این غفلت زنده ها و ناتوانی مردگان استفاده کرده آرام آرام، ذات ویرانگر خود را نشان می دهد، هرزمستان، طغیان رودخانه به ساکنان این قبرستان هجوم می برد، آب و رانش زمین دست بدست هم داده و کمر همت بر نابودی آنان می بندند، صدای ضجه و شیون زنان و دختران این گورستان را که داد می زند و کمک می خواهند را هم هیچ کسی نمی شنود. نیمه های یک شب سرد زمستانی صدای ناله و شیون و ضجه ساکنان این گورستان به حد علاء می رسد، یک باردیگر جدایی، این بار جدایی مردگان از همدیگر، طغیان رودخانه به کاشانه محمدزمان نزدیک شده است، وداعی تلخ، وداع با محمدزمان، رود محمدزمان فرزند شه کرم را با خود می برد، محمدزمان و آشیانه اش دریک چشم به هم زدن درمیان امواج خروشان کشکان گم می شوند.

گویا جدایی، حکایتی است تمام ناشدنی، گویا دست از سر مردگان هم برنمی دارد، رود آرام، آرام، آرام     می گیرد. رخوت و سکوتی سخت بر قبرستان حاکم می شود، چاره چیست؟ چه می توان کرد؟ سرا، سرای عمل نیست.

زمستان بعد شروع می شود، ساکنان اردوگاه گراب خاطره خوبی از زمستان گذشته ندارند، همچنان چشم براه زندگان خود هستند، اما گویا زندگان عمیق تر از مردگان به خواب غفلت فرو رفته اند، زمستان و بازهم جدال مردگان با رودخانه کشکان شروع می شود. رود از هرسمت به آنها حمله می برد، چند تن از فرزندان و نوه های شه کرم و دلفان ها را با خود می برد، حتی به زنان و کودکان هم رحم   نمی کند، درآخرین هجوم ویرانگر خودبه جدال هرسی می رود، هرسیی که، حکایت خوبی و مردانگی های او لالایی مادران، و داستان شهامت های او گرما بخش محافل، وافتخار زندگان است. زندگانی که شب های طولانی زمستان در خانه های خود نشسته و با آب و تاب حکایت دلاوری های هرسی خان و برادران او را برای کودکان خود نقل می کنند و به آنها افتخار می کنند اما غافل از آنند که هرسی در جدال با ناملایمان روزگار کم آورده است و درآستانه مغلوب شدن است.

هرسی خان، آخرین امید این اردوگاه را هم آب با خود می برد، گویا بازماندگان این گورستان چنان فریاد   می زنند و ناله سر می دهندکه خداوند دلش به حال بی کسی آنها سوخته و از آن پس دست چپاول و طغیان رودخانه را از سرآنها کم می کند، هرسی و بعضی از عزیزان این قبرستان می روند، یک بار از میان زندگان و برای بار آخر ازمیان مردگان  به خاطر غفلت زندگان، اما دلگیر و سر خورده از نوه های خود،

هنگامی که ازاین قبرستان برمی گشتم تازه فهمیدم چرا تعداد زنان نسبت به مردان در این قبرستان بیشتراست، چرا نوشته های روی سنگ قبورشان خوانده نمی شود، چرا دوست ندارند شناخته شوند، چرا اسم خود را از ما پنهان می کنند، با شرمساری از آنجا برگشتم.

      

                                                               علی کرمی کیان(خراسی)


برچسب‌ها: گراب, گراو, بن کشکه, محمدزمان, هرسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 9:16  توسط علی شاه کرمی   | 


                        برای مشاهده عکس در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.

عکاس : حمید شاه کرمی


برچسب‌ها: تنگ تیر, جاده خرم آباداندیمشک, رودخانه کشکان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 13:23  توسط علی شاه کرمی   | 

جاده دسترسی به منطقه هیو در کیلومتر 60 جاده خرم آباد - معمولان،نرسیده به تونل معمولان،دست چپ ، بین دمرود علیا و سفلی قرار دارد ،

هیو (هویان) ، منطقه ای زیبا و کوهستانی دارای جنگل های انبوه و مراتع فراوان می باشد.

هیو (هویان) شامل روستاهای چک سبزعلی - چشمه کبود- چوب بر- چغا سلیمان - طاق پل و سرفراش علیا و سفلی و تیار می باشد. هیو از سمت شمال به منطقه  تل متصل می شود.

اکثریت ساکنان این منطقه  شاه کرمی و  محمودوند می باشند .

هیو(هویان) دارای دو قبرستان قدیمی یکی به نام طاق پل و دیگری میدان می باشد .قبرستان جدید این منطقه قبرستان دمرود ، کنارجاده خرم آباد- معمولان، می باشد.

در قبرستانهای قدیمی این منطقه قبوری از طایفه سگوند هم وجود دارد .

هیو(هویان ) دارای 203 خانوار و جمعیت آن 976 نفر می باشد.(آمار سال 1385).

بعضی ها را عقیده بر این است که کلمه هیو ، ریشه در کلمه - هوی - به معنی گراز دارد و می گویند در اعصار گذشته به علت انبوه درختان و مراتع سرسبز وچشمه های فراوان ،  دارای تنوع حیوانی زیادی ازجمله گراز بوده است.

در کتاب فرهنگ لری (مولف آقای حمید ایزدپناه) معنی کلمه هوی را گراز نوشته است و در نقشه ای درهمین کتاب منطقه هیو را بصورت - هویان - آورده است.


                                                                                             علی کرمی کیان(خراسی)




   


برچسب‌ها: هیو, هویان, چک سبزعلی, چشمه کبود, چوب بر, چغاسلیمان, طاق پل, سرفراش
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 12:3  توسط علی شاه کرمی   | 

                    برای مشاهده عکس در اندازه واقعی ،روی عکس کلیک کنید

از ابتدای خلقت انسان و سکونت او بر روی این کره خاکی ، مهاجرت ها وجابجایی ها هم شروع شده اند،انسانها با توجه به مصلحت و شرایط زمان خود و بنا به دلایلی ازجمله معیشتی ، سیاسی و یا نزاع های قومی از محل سکونت و زادگاه خود مهاجرت میکنند ، انسانها از زادگاه خود مهاجرت می کنندو سکونت گاههای جدیدی برای خود اختیار می کنند، عده ای از آنها  خود یا فرزندانشان دوباره به زادگاه اجدادیشان بر می گردندو بعضی دیگر هم هرگز بر نمی گردند. در این رفت و برگشت ها و مهاجرت ها گاهی زادگاه ها و خواستگاههای اولیه با محل سکونت های ثانویه و بعدی اشتباه گرفته می شوند و محل های مهاجرت را بعنوان زادگاه یک قوم معرفی  می کنند ، در مورد اجداد طایفه شاه کرمی هم همین مشکل بوجود آمده است.

امروزه بعضی ها اعتقاد دارند که بزرگان ما از دره شهر به منطقه چگنی و زیرتنگ(محدوده بین تنگ تیر تا تنگ معمولان) آمده اند که بعضی منابع و کتب قدیمی هم آن را تایید می کنند و بر این باورند که آنها از دره شهر (صیمره) به این منطقه مهاجرت کرده اند و اظهار می دارند که آنها ساکن دره شهر و زادگاه آنها هم همانجا بوده است ، این مطلب که بزرگان ما مدتی ساکن دره شهر بوده اند و ازآنجا به منطقه چگنی و زیرتنگ آمده اند مطلب درستی است ولی آیا زادگاه آنها هم آنجا بوده است یا نه جای بحث و بررسی بیشتر و تامل در تاریخ و پیشینه این قوم دارد ، قبول این مطلب که شاه کرمی ها دره شهری باشند یک اشتباه  تاریخی است که درآن زادگاه اولیه و سکونت گاههای بعدی و جهت مهاجرت را برعکس بیان می کنند اگرکسی با فامیلی شاه کرمی در دره شهریا استان ایلام وجود دارد و خود را از این طایفه می داند دلیلی برخواستگاه اولیه این قوم نمی باشد ، انسانها بارها مهاجرت کرده و دوباره به زادگاه اصلی خود برمی گردندو بعصی ازآنها در همان جا ها باقی می مانند.

می دانیم که ایل چگنی در لرستان قدمتی بسیار طولانی دارد و نام طوایفی مثل میرزاوند ،شاه کرمی ، بداغ و سبزوار ریشه در قدمت این ایل دارد، مطالعه تاریخ اولین چگنی های تبعیدشده در اوایل صفویه(930 ه. ق) تاریخی 500 ساله را نشان می دهد.

باتوجه با شواهدتاریخی ایل چگنی حتی پیش ازدوران صفویه دارای جمعیتی قابل توجه بوده اند اوایل حکومت صفویه (سال 930- ه ق.) ،چگنی به نقل ازشرف نامه یکی ازطوایف مهم لرستان بوده که درشجاعت و دلاوری ممتاز بوده اندکه به علت شرارت در دوران شاه طهماسب صفوی به لحاظ تعدی حکام ، بسیاری از افراد و سران این طایفه از بین می روند ، ازمیان افراد بازمانده  حدود 500 نفراز رجال نامی ، برجسته و زبده آنها تبعید می شوند ، این اندازه جمعیت حدود  150تا200 سال طول می کشدتا به این اندازه رسیده باشد ، بنابراین چگنی ها دارای قدمتی طولانی بوده و پیش ازصفویه هم مطرح بوده اند، در دوره های بعدی بویژه در زمان آقامحمدخان قاجار عده ای دیگر ازآنها به حدود قزوین کوچانده می شوند ، در زمان کریم خان زند بسیاری ازآنان همراه سپاه 40 هزار نفری او به شیراز رفته که می گویند پس از انقراض زندیه سپاهیان درهم ریخته کریم خان زند به وطن خویش بازنگشته اند.

ما باکوچ تاریخی دیگری در زمان قاجاریه مواجه ایم و آن کوچ بسیاری ازایلات و سران به همراهی والیان لرستان به منطقه پشتکوه است.

در دوران پهلوی اول (1320-1304 شمسی) تعدادی از اهالی این بخش را به علل سیاسی به دیگر نقاط کشور ازجمله شمال خراسان و شرق مازندران کوچ می دهند.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که ایل چگنی یکی از اصیل ترین و باسابقه ترین اقوام لر در لرستان و ساکن در منطقه چگنی بوده اندکه بخاطر اقتدار و انسجامی که داشته اند همیشه تهدیدی برای حکام وقت بوده اند و در زمان حکومت های صفویه ،زندیه ،قاجار و پهلوی آنها را بصورت دسته جمعی درچند مرحله کوچانیده اند و هربارعده ای ازآنها بعد از سقوط حکومت وقت یا تغییردیدگاهش نسبت به آنها به وطن خود برگشته و عده ای از آنها مکان های تبعیدی را وطن خود قرار داده اند ، و در سایربلاد وکشورهای همسایه سکنا گزیده اند ،تعداد زیادی ازآنها در دوران قاجار پس از بازگشت به لرستان همراه والیان به پشتکوه می روند و شایدعلت اینکه عده ای از سران چگنی اصل خود را از دره شهربدانندو مورخان هم بر این عقیده باشند، به همین علت باشد.

این ایل در سراسر ایران از شمال تاجنوب ، شرق تا غرب وکشورهای همسایه پراکنده می شوند.

حدود 200 سال کسی از بزرگان طایفه ای که امروزه ما آنها را شاه کرمی می شناسیم به زادگاه خود برنمی گردد و اگر هم برمی گردند دوبار تبعید شده یا کوچ می کنند تا اینکه حدود 300 سال پیش یعنی حدود سال 1125 قمری فرزندان قره حسن چگنی به نام های شاه کرم ، عمدحسن ، شاه حسین و شاه فلاح (شاید فرزند دیگری هم داشته که بعلت نداشتن ورثه ، ما آنها را نمی شناسیم) از دره شهر(صیمره) یا هرجای دیگر به منطقه چگنی و زیر تنگ برمی گردند و از اصل و نسب افراد نامبرده ، طایفه کنونی شاه کرمی بوجود می آید.

ما اسم قره حسن چگنی را روی سنگ قبر یکی از پسرانش به نام شاه کرم (وفات 1195 قمری) در قبرستان حیات الغیب دیده ایم ، ما بدرستی نمی دانیم قره حسن فرزند چه کسی بوده است ، اسامی افرادی که توسط بزرگان و یا در کتب تاریخی بیان می شود بسیار با هم متفاوتند، اسامی افرادی مثل اولادحسن ، سبزعلی ، کلب حسن ، شه قلی و غیره .... بعضی هم او را پسر شه کرم بزرگ می دانند، دانستن این مطلب که آیا خود قره حسن چگنی هم به این منطقه آمده باشد یا نه ؟آیا فرزندان او بعد از مرگ پدر به این منطقه آمده اند؟ آیا قره حسن برادرانی هم داشته است؟ آیا پسر عموهایی هم  داشته اند که همراه آنها آمده باشند؟ ازجمله سوالاتی است که در حاله ای از ابهام وجود دارند و نمی توان پاسخ صحیحی برای آنها پیدا کرد و اگر پاسخی داده می شود و یا مطلبی نوشته می شود بیشتر حدس و گمان است و روایاتی هستندکه زیاد قابل استناد نیستند.

فرزندان قره حسن چگنی با ورود به این منطقه حالا از دره شهر یا جاهای دیگر همراه اقوام سببی خود تشکیل طایفه بزرگی را داده اند که هم اکنون ما آنها را به نام طایفه شاه کرمی و یکی از طایفه های اصلی ایل چگنی می شناسیم.  

 هم اکنون ما فقط فرزندان قره حسن چگنی و نوادگان آنها را می شناسیم و می دانیم که با میرزاوندها ، بداغ ها و سبزوارها ، قوم خویش بوده اند و از یک اصل و یک نسب و یک ریشه اند.

ما از چند نسل از نیاکان سفر رفته خود فقط اطلاعی درحد نامی توسط راویان یا نوشته ای در میان انبوه نوشته های کتب تاریخی داریم و نسبت هایمان باهم درقعرتاریخ گم شده است حتی در مواردی زبان یکدیگر را هم نمی فهمیم و بریک کیش و آئین هم نیستیم.


برچسب‌ها: شاه کرم, میرزاوند, فلاوند, بداغ, عمدحسن, شاه حسین, قره حسن, چگنی, سبزوار
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1391ساعت 13:32  توسط علی شاه کرمی   | 

برای بزرگنمایی عکس ،روی عکس کلیک نمایید.

نوروزعلی یکی از فرزندان شه کرم بوده که تاریخ فوت او به سال 1226قمری برمیگردد.محل دفن او قبرستان امام زاده حیات الغیب می باشد.

نوشته های روی سنگ قبر:

وفات مرحوم مبرور مغفور کدخدا نوروزعلی ولد کدخدا شه کرم چگنی فی شهر ربیع الثانی سنته 1226

دور سنگ این شعر نوشته شده است:

دردا که ندیدم کام رفتم از میان - دل پر ز امید پرخون زدیم ازجهان

میدانستم که عاقبت مرگی هست - اما بجوئیم نبود هیچ مکان



برچسب‌ها: شه کرم, نوروزعلی, قبرستان حیات الغیب, سنگ قبر
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت 13:41  توسط علی شاه کرمی   | 

برای بزرگنمایی عکسها ، روی آنها کلیک کنید.

میرکرم فرزند شه کرم و یکی از فرزندانش در این قبر دفن شده اند ، نام  فرزند او پیره بوده که بعلت شکسته شدن سنگ قبر تاریخ فوت مشخص نیست ، تاریخ فوت میرکرم که روی سنگ قبر اولی نوشته شده است محرم 1232قمری را نشان می دهد.

نوشته های روی سنگها :

سنگ سمت چپ: وفات کربلایی میرکرم ابن شه کرم چگنی و وفات مرحوم کدخدا پیره ابن کربلایی میرکرم ابن شه کرم - تاریخ فوت ازبین رفته است-

سنگ سمت راست:وفات مرحوم کربلایی میرکرم ابن کدخدا شه کرم چگنی فی شهر محرم 1232قمری

دور تا دور سنگ قبر شعر نوشته شده است.


برچسب‌ها: قبر میرکرم, پیره, فرزندان شه کرم, چگنی, قبرستان حیات الغیب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 15:15  توسط علی شاه کرمی   | 


                                       برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

توضیحات: این سنگ قبر متعلق به کدخدا آئینه (آدینه) فرزند شه کرم و یکی از فرزندان آئینه می باشد که پدر و پسر در یک قبر به خاک سپرده شده اند ، پسر 34سال زودتر از پدر فوت کرده است.

نوشته های روی سنگ قبر:
 درقسمت اول سنگ که مربوط به فرزند می باشد نوشته شده - وفات مرحوم باغ گلستانی کوماسی ابن مرحوم کدخدا آدینه چگنی فی شهر شوال 1207 و در قسمت پایین سنگ نوشته شده : وفات مرحوم کدخدا آدئینه ولدمرحوم شه کرم 1241قمری- دور تا دور سنگ شعر نوشته شده است.


برچسب‌ها: آئینه, آدینه, فرزندان شه کرم, کوماسی, چگنی, قبرستان حیات الغیب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 13:23  توسط علی شاه کرمی   | 

نوشته های روی سنگ قبرها:

1.وفات مرحوم مغفور جنت مکان ناصر ولد مرحوم ملکه چگنی تاریخ شهر محرم الحرام سنته 1253

2. وفات مرحوم باغ جوانی نصیر ولدمرحوم ملکه چگنی سنته 1232

3. وفات مرحوم مغفور جنت مکان کدخدا فاضل ولد مرحوم کدخداهرسی طایفه شاهکرمی 1298

توضیحات: هرسی ، ناصر ، علی قیم ، مسم ، نصیر و یحیی فرزندان ملک(ملکه) فرزند شه کرم بوده اند و فاضل فرزند هرسی بوده که طبق یک باور قدیمی و بخاطر علاقه زیاد به عموهایش ناصر و نصیر در قبر آنها به خاک سپرده شده است.  

                                                                                      عکاس:علی کرمی کیان(خراسی)



برچسب‌ها: فرزندان ملک, هرسی, ناصر, نصیر, فاضل, مسم, علی قیم, یحیی, قبرستان حیات الغیب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 11:52  توسط علی شاه کرمی   | 

برای مشاهده عکس دراندازه واقعی روی عکس کلیک کنید

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.


برچسب‌ها: باغ حاج مراد, قالبی سفلی, کوه باغله
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 11:39  توسط علی شاه کرمی   | 

برای مشاهده عکس دراندازه واقعی روی عکس کلیک کنید

عکاس :حمیدشاه کرمی

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.



برچسب‌ها: کشکان, جاده خرم آباداندیمشک, کیودرازه, قبرستان فاطمیه قالبی سفلی
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 16:59  توسط علی شاه کرمی   | 

برای دیدن عکس دراندازه واقعی روی آن کلیک کنید

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.


برچسب‌ها: حیات الغیب, برف, زمستان, قبرستان, الیاس کچل, شهاب الدین الیاس
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 16:41  توسط علی شاه کرمی   | 

برای دیدن عکس دراندازه واقعی روی عکس کلیک کنید

عکاس:حمیدشاه کرمی

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.


برچسب‌ها: جاده, رودخانه کشکان, کوههای زاکرس, قالبی سفلی, بلوط
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 16:30  توسط علی شاه کرمی   | 

برای دیدن عکس دراندازه واقعی روی عکس کلیک کنید

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.



برچسب‌ها: نازنین, دخترلر, بچه آبادی
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 15:57  توسط علی شاه کرمی   | 

پل حیات الغیب

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.برای دیدن تصویر دراندازه واقعی روی عکس کلیک کنید



برچسب‌ها: پل, حیات الغیب, گلزار, کشکان, پلیس راه
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 15:33  توسط علی شاه کرمی   | 


برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید

عکاس : حمید شاکرمی

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.





برچسب‌ها: کوه, تیره, کشکان, رودخانه, قالبی
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 14:12  توسط علی شاه کرمی   | 

آیا می دانید اولین دوربین مداربسته ، جی پی اس ،جعبه سیاه  و صفحه تاخوگرافی که ساخته شد توسط چه کسی و بر روی چه چیزی نصب گردید؟

این دستگاهها برای اولین بار توسط خداوند متعال ساخته و بر روی انسان بدبخت بدون اینکه بداند نصب گردید ،بعداَ دل خداوند به حال انسان سوخت و این موضوع را توسط جبرئیل و درقالب سوره الانفطار آیه های10-11و 12به پیامبرش حضرت محمد (ص) گفت تا او هم پیروانش را مطلع سازد .

خداوند در سوره الانفطار آیه های 10-11و12می فرماید :و قطعاَبرشما نگهبانانی {گماشته شده }اند - {فرشتگان }بزرگواری که نویسندگان {اعمال شما}هستند - آنچه را می کنید می دانند .

این فرشتگان الهی که - کِراماَ کاتبین - نام دارند نه خواب دارند نه خستگی نه هم اهل رابطه اند ، با کسی هم شوخی ندارند ، فقط ثبت می کنند .

شهید مطهری در کتاب معاد خود می نویسد :

در بدن هر انسانی سلولی وجود دارد که نقش جعبه سیاه هواپیما را بازی می کند ،این سلول کپی از تمام خصوصیات ژنتیکی فرد و اعمال او را در خود دارد که نه آتش نه غرق شدن در آب نه خورده شدن توسط حیوانات نه فرسایش نه گذر زمان نه هیچ عامل دیگری آن را ازبین نمی برد واین سلول تا روز قیامت و روز حشر موجودات باقی می مانند و انسان توسط همین یک سلول دوباره زنده می شود .

همین یک سلول ، روز قیامت سرعت ما را ، اعمال ما را ، کردار ما را ،سبقت غیر مجاز ما را و در مجموع مچ ما را پیش خداوند متعال باز می کند.

حالا هرکاری که دلتان می خواهد انجام بدید ولی مطمئن باشید دیده می شوید .


                                                                                              علی کرمی کیان (خراسی)

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.

 


برچسب‌ها: دوربین مداربسته, جی پی اس, جعبه سیاه, تاخوگراف, سوره الانفطار, معاد, کراماَکاتبین, جبرئیل, شهیدمطهری
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391ساعت 12:17  توسط علی شاه کرمی   | 

عصر جمعه یک روز بهار ی خانمی ،خسته از کار روزانه با اتومبیلش از یک جاده سرسبز کوهستانی می گذشت ،در مسیر راه متوجه دخترک چوپانی شد که آرام آرام گوسفندانش را از دامنه کوهستان و از میان شقایق های وحشی و طبیعت زیبای بهاری به سوی خانه می برد ، ماشین را کنار کشید و پیاده شد .

از داخل قاب عینک آفتابی اش در حالی که به درب نیمه باز اتومبیلش تکیه داده بود به دخترک چوپان که نسیم دل انگیز بهاری زلفان پریشانش را بر روی گونه های سوخته اش تاب می داد خیره شد.

دخترک چوپان هم از لابه لای موهای آفتاب سوخته اش که به صورتش سایه انداخته بودند و به چوب دستی اش تکیه داده بود او و اتومبیلش را نظاره میکرد .

مدتی بین آنها به همین منوال گذشت ، آرام آرام زاویه دیدشان شکست و هر دو سر به زیر انداخته و در عالم خود فرو رفتند ، بعد هر دو آه سردی از ته دل کشیدند و یکی با اتومبیلش و دیگری با گوسفندانش راه خود را گرفتند و رفتند .

کسی بدرستی نفهمید که هر دوی آنها آرزو داشتند جای دیگری باشند .

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.

                                                                                            علی کرمی کیان (خراسی)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 13:43  توسط علی شاه کرمی   | 

سخاوت یعنی گذشت بدون منت .

خوبی یعنی انجام کاری که هیچ گونه نفعی از آن به تو نرسد.

آیا تاکنون سخاوت مند بوده یا خوبی کرده اید!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 11:42  توسط علی شاه کرمی   | 

 

باسيري درزندگي گذشته پدرانمان وموقعيت جغرافياي محل زندگي آنها مي توان به اين نتيجه رسيد كه آنها دامپرور بوده اند وبعضاً كشاورزي هايي هم درزمين هاي كوچك بصورت سنتي داشته اند ،چون منطقه خوبي ازلحاظ آب وهوايي وداراي علفزارها ومناطق بكر و دست نخورده ای بوده وبا توجه به شغل دامپروري واقتضاي آن معمولاَ كوچ رو بوده اند وعملاً ساختماني نداشته اند ،با جستجو دراين منطقه ساختمان يا آثارساختماني چنداني درگذشته مشاهده نمي گردد.

اسكان عشايرو تخته قاپو كردن در زمانهاي مختلفي مثل دوران شاهان صفوي – نادرشاه – زنديان – آقا محمدخان قاجار و رضاخان انجام گرفته اما در زمان رضاخان با شدت و خشونت و به نحوي فراگيرتر و بي سابقه صورت گرفته است.(قايع  اتفاقيه ص 502-524-663-691)

تا اينكه رضاخان پس از غلبه برايلات كوچرو و براي نظارت برآنها اقداماتي انجام داد، ازجمله خلع سلاح ،تبعيد بعضي از ايلات به استانهاي ديگر(مير ص 245تا248)تبعيد و زنداني كردن برخي سران ايلات واعدام سران بعضي ديگر ازجمله كارهاي اوبود.

وي از سال 1305 تا  1315 شمسي تمام ايلات كوچرو را اسكان داد براي اينكارابتدا درسال 1305شمسي اداره اسكان ايلات را زيرنظر وزارت داخله تاسيس كرد و به كمك نيروهاي نظامي و انتظامي ايلات كوچرو را با زور سرنيزه يكجا نشين كرد .(غفاري ص 223)

اسكان اجباري براي اولين بار موجب تسلط جامعه يكجا نشيني بركوچرو گرديد ، كوچروهاي اسكان يافته پس از سقوط رضا خان در شهريور 1320 زندگي چادر نشيني را ازسرگرفته اما از 1330شمسي به بعد بتدريج و به ميل خود در روستاها و شهرها يكجا نشين شدند.

حتي بعد از اسكان ازساختمانهاي خود فقط بصورت زمستان مالگه استفاده مي كرده اند و فصول ديگرسال دربهارمالگه  تابستان مالگه  و پاييزمالگه ها بوده اند.

طرح اسكان عشايرباعث ازميان رفتن تعداد زيادي دام ميگردد و حرفه دامپروري بسرعت روبه نابودي     مي گذارد و مردم اين منطقه با سكونت در روستاها و يكجا نشيني و نداشتن زمين هاي كشاورزي مناسب اقتصاد آنها رو به تضعيف مي رود مردان به شغل هاي ديگر از جمله كار و عملگي درشركت جاده سازي بنام شركت هاي راهگا (روزي  5 قرو) كه توسط رضاخان بخاطر مقاصد نظامي صورت ميگيرد مشغول به كارمي شوند. بعضي ازآنها به شهرهاي ديگرجهت كاربصورت فصلي ازمنطقه خود مهاجرت مي نمايند. غيرمستقيم ازحرفه و شغل اصلي و پدري و مناسب با منطقه خود فاصله ميگيرند و همين امرباعث ميگردد ازلحاظ اقتصاد و پيشرفت درمقطعه اي از زمان پسروي داشته باشند.

البته عبورجاده ازاين منطقه تاثير زيادي درتغييرشيوه زندگي مردمان اين منطقه  داشته است كه قابل چشم پوشي نيست .

درمقطعه اي از زمان كه نظام جنگلداري خوبي وجود ندارد و دولت ازجنگل ها حفاظت نمي كند مردم با روي آوردن به قطع گسترده درختان براي تهيه زمين كشاورزي و براي تهيه زغال و فروش آن درمسيرجاده صدمات جبران ناپذيري به درختان بلوط مي زنند كه علاوه بر از بين رفت درختان باعث فرسايش خاك دراين منطقه ميگردند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 9:27  توسط علی شاه کرمی   | 

ریشه ایل چگنی

به اعتراف از شرف نامه اصل ایشان ازقدیم لرستان بوده و لرهستند و برخلاف بسیاری از طوایف لر زبان کنونی که در دوره ای اخیر به این خطه آمده و لرمحسوب می شوند .آنها دارای قدمت طولانی هستند، وجه تسمیه ایل چگنی همچون بسیاری ازطوایف دیگر چندان روشن نیست.

درکتاب دقایق والحقایق چگن نامی ترکی است به معنی چکن یاچگین که نوعی زرکش دوزی وبخیه دوزی است .

نام قره حسن ، پدر چهار تیره اصلی چگنی نامی ترکی است ، فراوانی این نام را می توان دراستانهای گلستان ، خراسان ، آذربایجانها ، قزوین و زنجان دید.

وجود این نام ها متاثر از مدت اقامت این قوم در مناطق مختلف ایران بخصوص مناطق ترک نشین در زمان تبعید بوده که نام ترکی برای فرزندان خود انتخاب کرده اند ، نام نمی تواند نشان وابستگی قومی باشد همچنان که نام بسیاری از افراد اسامی عربی است درصورتی که عرب نیستند.

  درمنطقه چگنی در دامنه کوه سفیدکوه و محل اجدادی این ایل منطقه ای بنام چگه میرزاوند و روستایی به همین نام وجود دارد که در این مورد بسیاری از بزرگان و صاحب نظران اتفاق نظردارند که وجه تسمیه این ایل از این کلمه باشد.

در زبان مردمان لر و مردمان چگنی "چگه" اگر - گ - آنرا - ک - تلفظ کنیم که دربعضی منابع قدیمی هم چگنی را چکنی نوشته اند "چکه" به معنای برگ یا شکوفه تر و تازه می باشد.

سراب چکه بین میرزاوند و کل سرخه در دامنه سفیدکوه واقع شده است راه دسترسی به آن از داخل سراب دوره می گذرد ( روی نقشه کوههای زاکرس {استان لرستان } سراب چگه ، بصورت سراب چکه با "ک" نوشته شده است.

                                                                                                     علی کرمی کیان (خراسی)


نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ بالای این صفحه درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:20  توسط علی شاه کرمی   | 

برای مشاهده عکس دراندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.

عکاس:حمیدشاه کرمی

این روستا یکی از روستاهای محل سکونت شاکر می ها می باشدکه درمسیرجاده خرم آباد معمولان واقع شده است .

این روستا طبق اظهارات تیمسار رزم آرا درکتاب جغرافیای نظامی ایران - لرستان درسال ۱۳۱۲هجری شمسی و ما قبل آن محل سکونت بصورت ساختمانی بوده است و قلعه قالبی واقع درقالبی علیا سال ۱۳۱۲دارای ۳۶ساختمان مسکونی بوده است.

قالبی سفلی به چه معناست ؟

 پسوندآن سفلي به معني پايين می باشد، و لی کلمه قا لبی تلفظ متفاوتی با آنچه که نوشته میشود  درگویش مردم دارد.

هيج يك ازا ها لي اين روستا ،كلمه قا لبی را ،طوري كه نوشته مي شود تلفظ نمی کنند،قریب به اتفاق این مردم و روستاهای همجوار،درگفتگوهای عامیانه آنرا غا لوي مي خوانند نه قا لبي .

 بنابراين ،اولین ا شتباه ،درمورد نوشتن آن صورت گرفته ا ست .

بنا بدلایل زیر اصل این کلمه غا لوی بوده و همین کلمه هم صحیح می باشد:

اولین دلیل ،تلفظ این کلمه، بصورت غا لوی ،توسط ا ها لی این روستا ها می باشد.

دومین دليل ، وجود زمينهايي دراين منطقه بنام (دارغوی) مي باشد .

سومین دلیل، درحومه روستای قا لبی، زمین های کشاورزی وجود دارد ،که پشت امام زاده حیات ا لغیب واقع بوده و آنها را غا لوی می نامند.

چهارمين دليل ، وجود مبارك امام زاده حيات ا لغيب از نوادگان امام موسي كاظم (ع)دراين منطقه ا ست که آنرا در زبان محلی- حیای غو - می خوانند. غيب در زبان لري بصورت( غو) تلفظ ميگردد،.

درهرسه مورد گفته شده غا لوي ، دارغوی و حياي غو ، به ريشه كلمه غو(غيب)مي رسيم .

بنابراين درست این کلمه ، همان غا لوی می باشد ،كه برگرفته از وجود مبارك امام زاده حیات ا لغیب دراين منطقه مي با شد،که ریشه درکلمه غیب دارد.

 

اسامی دیگراین روستا:

روستای حاجی ممیا لی(حاج محمدعلی)- گردنه یامله - ملکیا

جمعیت وساکنان روستای قالبی سفلی

روستای قا لبی سفلی دارای 135خانوار و 550 نفرجمعیت می باشد(آمارسال 1390شمسی – اظهارشده توسط حاج عنایت شاکرمی)

این روستا شاید از معدود روستاهایی باشدکه با این جمعیت کم تا این اندازه تنوع طایفه ای در آن دیده شود.

طایفه و تیره های ساکن در این روستا: شاکرمی ها تیره های ( ملکه ، عمدحسن ، آئینه ، ویسکرم)

دوشم چگنی – شاهیوند- کرد- جودکی – محمودوند- سیدحیات ا لغیبی- پیرحیاتی – کولیوند- صیاه منصور - فراش – حیدری

درحال حاضر،اکثریت تعداد خانوارها که 51 به 84 می باشد متعلق به تیره ملکه می باشد،

                                                                                                     علی کرمی کیان (خراسی)

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ بالای این صفحه درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.

 


برچسب‌ها: قالبی سفلی, کوههای زاکرس, رودخانه کشکان, جاده خرم آباد, اندیمشک
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:1  توسط علی شاه کرمی   | 

محل دفن وتاریخ فوت برخی ازپسران شه کرم

 

برای اینکه بدانیدچندسال ازتاریخ فوت آنها گذشته است تاریخ فوت آنها را از1433سال قمری کم کنید.

مثلاً تاریخ فوت ویسکرم 1193 قمری می باشد اگرآنرا از 1433(سال قمری) کم کنیم به عدد240   می رسیم ،یعنی 240سال پیش فوت کرده است.

 

1.      ویسکرم - تاریخ فوت 1193هجری قمری  - محل دفن قبرستان امام زاده حیات الغیب

2.      ملک علی - تاریخ فوت 1218هجری قمری - محل دفن قبرستان امام زاده حیات الغیب

3.      صیدکرم  -

4.      آئینه - تاریخ فوت 1241هجری قمری - محل دفن قبرستان امام زاده حیات الغیب

5.      میرکرم - تاریخ فوت 1232هجری قمری - محل دفن قبرستان امام زاده حیات الغیب

6.      کل والی - 

7.      ملک (ملکه) - 1234 هجری قمری- محل دفن قبرستان گرداب بن کشکه

8.      محمدزمان - ....................................- محل دفن قبرستان گرداب بن کشکه

9.      نوروزعلی - تاریخ فوت  1226هجری قمری-محل دفن قبرستان امام زاده حیات الغیب

    

                                                                                              

علی کرمی کیان (خراسی)

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ بالای این صفحه درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.

 

 


برچسب‌ها: شاه کرم, ویسکرم, ملک علی, آئینه, ملک
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:50  توسط علی شاه کرمی   | 


عملیات لرستان

کتاب عملیات لرستان اسناد سرتیپ محمدشاه بختی مجموعه ای از اسناد و گزارشهای رسمی در توصیف عملیات نظامی مربوط به شورش عشایرلرستان دربهار 1303 که به محاصره شهر خرم آباد منجرشد و همچنین رویارویی نیروهای دولتی و سایر نیروهای عشایری در منطقه طرهان در اواخر سال 1306 که در هر دو مورد فرماندهی عملیات را سرتیپ شاه بختی بر عهده داشته است .

یکی از این اسناد که در صفحه  228 و  229 این کتاب شرحی تحت نمره 3600 به روسای طوایف ذیل چگنی نوشته شده است و به آنها اتمام حجت گردیده که اگر تا روز سوم جمادی الثانی یعنی ششم آذر در اردو حاضر نشوند ،عملیات نظامی برعلیه آنها شروع خواهد شد.

بزرگان وکدخدایان طایفه شاه کرمی-قیدشده درکتاب عملیات لرستان سال 1303 توسط محمدشاه بختی

1.نامداروسیدحاجی وعینعلی وچهارسه ازطایفه ویس کرم

2.یوسف ومیرزا از طایفه میرکرم

3.کوماسی ونجفعلی وعلی خان ازطایفه آئینه .

4.علی پناه وعلی شاه وفیض الله ازطایفه ملک(ملکه)

5.رحمت الله وبرفی وعلی حسین ازطایفه محمدزمان

6.مهدی وآزادخان وامانقلی ازطایفه عمدحسن

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ بالای این صفحه درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.

 


برچسب‌ها: محمدشاه بختی, عملیات لرستان, علی پناه, علی شاه, فیض اله
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:26  توسط علی شاه کرمی   | 

طایفه شه کرم

شه کرم یکی از تیره های اصلی چگنی می باشدکه ازلحاظ تقسیمات جغرافیایی ومنطقه ای هم اکنون جزء چگنی محسوب نمی گردد ،پراکندگی آنها بیشتر درمعمولان ،منطقه هیو( hio )،روستاهای دامنه کوه لهور(lehoor  )تاپشت کوه زنگل(zangol ) وروستای مسیررود کالیاب(kaliab ،روستاهای مسیرجاده اصلی تاخرم آباد   می باشد. 

جد بزرگ آنها شخصی بنام شاه کرم بوده که فرزند قَره حسن می باشد ، فامیلی بیشترآنها شاه کرمی ، ویسکرمی ونادری می باشد.

خوشبختانه قبرشاه کرم بعنوان قدیمی ترین وتنها سندی با ارزش ازاین طایفه درقبرستان امام زاده حیات الغیب تاکنون بخوبی بعد از حدود 238سال حفظ شده است (تاریخ فوت 1195هجری قمری)


برای مشاهده عکس دراندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.

این سنگ قبر تاکنون دوبار بازنویسی گردیده است ، باراول توسط  موسی فرزندعلیجان فرزند کرم (تیره آئینه ) بدون حفظ سنگ قبراولی و بار دوم توسط حاج علیشاه (تیره محمدزمان ) با حفظ سنگ قبلی در کنارسنگ جدید ، شاید همین بازنویسی وبازسازی باعث گردیده است تا این سنگ قبرتاکنون دوام آورده ودر گذر زمان حفظ شده است ، تا بعنوان سندی ارزشمند امروزه دراختیارما باشد.

درکنارسنگ قبر شاه کرم ودرسمت شرقی وکاملاً چسبیده به آن ، سنگ قبر ویسکرم ، پسربزرگ شاه کرم وجود دارد که دو سال زودتر از پدر فوت کرده است(تاریخ فوت 1193هجری قمری)- سنگ قبراوهم دو بار بازنویسی شده است(توسط همان افراد نام برده دربالا )

برای مشاهده عکس دراندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.

قبرشاه کرم وچند تا از فرزندان  او بنام های ویسکرم ، ملک علی ،آئینه ومیرکرم ونوروزعلی درقبرستان امام زاده حیات الغیب واقع شده اند، قبر همه آنها تقریبا دریک محدوده ودر ضلع غربی مقبره شهاب ا لدین ا لیاس لنبکی (الیاس کچل) واقع شده اند،که بجز سنگ قبرشاه کرم و ویسکرم بقیه تقریبا درحال نابودی هستند، مثلا سنگ قبر کربلایی میرکرم که تنها کسی است که عنوان کربلایی را ازبین فرزندان شاه کرم دارد، چند تکه شده ولی قسمت های شکسته آن هنوز وجود دارند که جا دارد توسط ورثه او هرچه زودتر بازنویسی گردد تا این سندهای معتبربیشترازاین رنگ نابودی را به خود نبینند و از دسترس ما خارج نشوند.

 ازدیگرفرزندان شاه کرم ، ملک ومحمدزمان می باشند که قبرآنها درقبرستان گرداب روستای  بن کشکه می باشد که آنها هم وضعیت مناسبی ندارند.

منتظرنظرا ت،پیشنهادات ودانسته های شما هستیم، ما را یاری کنید. 

نوشته های پیشین اردی بهشت ،خرداد،تیر و مرداد در باره این طایفه را می توانید درسمت چپ بالای این صفحه درقسمت نوشته های پیشین جستجو کنید.

 


برچسب‌ها: شاه کرم, ویسکرم
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:57  توسط علی شاه کرمی   | 

بنام خدا

 دراین وبلاگ اطلاعات جدیدی درخصوص چگنی وطایفه شاه کرمی درج خواهدشدکه برای شمابسیارتازگی خواهدداشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 16:12  توسط علی شاه کرمی   |