لهَک lahak (گورهای خانوادگی)- گورستان امام زاده حیات الغیب.

لهک 

 لهَک ها (لحک ها) در لرستان پدیده ای مرموز و ناشناخته اند که می توانند تصور و دورنمای خوبی از باور به جهان پس از مرگ در قوم لر و ساکنان غرب کشور باشند.

لهَک اتاقکی چهارگوش با مساحت های گوناگون و بدون در و پنجره است با سقفی کوتاه و بدون منبع نور که بلندترین آنها به بیش از 120 سانتی متر نمی رسد، تعداد اندکی از این لهک ها (لَحَک ها) هنوز هم در قبرستان های لرستان از جمله قبرستان امام زاده حیات الغیب چگنی وجود دارند.

این اتاقکها را در گویش لری لَهَک lahak می نامند، این لهک ها اتاقکهای هستند ساخته شده از مواد مصالحی که خانه های هر دوره را ار آنها می ساخته اند. برای نمونه در لحکهای قدیمی تر (50 سال پیش بدان سو ) که بیشتر مصالح ساختمانی آن زمان مصالحی سنتی همچون سنگ و خشت و آجر و گل و گچ ... بوده دیوارهای لحکها را از آنها می ساختند و برای ساخت بام آنها نیز از این مصالح و تیرکهای چوبی استفاده می شده است.

مساحت زیر بنای این اتاقکها بسته به توان و جایگاه خانوادگی و اجتماعی خانواده ها و افراد متفاوت و گوناگون بوده است.

این اتاقک ها غیر قابل نفوذ بوده و تنها زمانی درشان باز می شده که می خواسته اند مرده ی تازه ای را داخل آن ها بگذارند. آن وقت است که دیواری مشخص از لهک یا سنگ درب آن را می شکافته و جنازه را داخل می برده و در نقطه ای مشخص بدون اینکه روی آن را با خاک بپوشانند گذاشته و خارج می شده اند.

نکته ی قابل تأمل اینجاست که همه ی این لَهَک ها اطراف مقبره ای شکل گرفته اند.

در برخی از موارد از سنگ مسدود کننده دریچه بجای سنگ قبر هم استفاده می کرده اند که علاوه بر مشخصات دفن شدگان قدیمی تر مشخصات فرد تازه درگذشته را نیز به آن اضافه می کرده اند.
هیچ محدودیتی ( بجز محدودیتی ابعاد و مساحت ) در قرار دادن جسد در این لَحَکها وجود نداشته و مانند قبر مشکلات نبش قبر و بازگشایی دوباره پیش از موعد مقرر را نداشته است.
چرا گفتم موعد مقرر، چون در دفن افراد در قبر همدیگر غیر از لَهَک تا 40 سال نگذرد افراد اجازه این کار را ندارند اما در مورد لَهَک این محدویت وجود ندارد.
چرا رسم لَهَک در بین لرها مرسوم بوده است؟
در میان لرها پیوندهای خانوادگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. چنانکه هر فرد دوست دارد پس از مرگ باز هم در کنار خانواده، اقوام و عزیزان خود باشد و همان گونه که سالهای عمر خود را با هم و در کنار هم بوده اند پس از مرگ نیز در کنار هم، با هم و از احوال هم با خبر باشند.

در این نوشتار از اطلاعات جناب آقای احد رستگار فرد در مورد گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان استفاده شده است.

لهَک ها (لحک) متعلق به چه قوم یا تمدنی هستند.

 

بعید می دانم تا کنون کسی تحقیق یا پژوهشی جامع، تخصصی و فراگیر در مورد لَهَک ها این پدیده های مرموز و ناشناخته انجام داده باشد، حداقل بنده تا کنون ندیده ام.

بدرستی معلوم نیست این روش دفن برگرفته از فرهنگ و تمدن چه قوم یا مردمانی باشد.

آنچه روشن است تعدادی از این لَهَک ها را در لرستان و در اطراف امام زادگانی همچون زید ابن علی، خضر و قبرستان حیات الغیب می توان مشاهده کرد.

اگر لَهَک ها را برگرفته از فرهنگ اعراب و دین اسلام بدانیم با روش دفن میت در اسلام منافات زیادی دارد، چون در دین اسلام، مرده را در عمق خاصی از زمین و رو به قبله قرار داده بعد سنگ لحد روی آن گذاشته و آن را با خاک می پوشانند، حتی عمق قبر زن با مرد متفاوت است، این در صورتی است که در روش دفن داخل لَهک، مرده را کف زمین گذاشته و خاکی روی آن ریخته نمی شود.

اگر لَهَک را برگرفته از تمدن ایرانیان باستان بدانیم پس چرا مالکیت بیشتر لَهَک ها علی خصوص لهک های لرستان در اختیار سادات است؟

هر چند در گورستان های زید ابن علی، خضر و حیات الغیب لَهَک هایی با مالکیت طوایف دیگر از جمله: رشنو، چگنی، فراش و غیره هم دیده می شود اما اکثریت با سادات است.

در یک بررسی اجمالی در تاریخچه کاوشهای باستان شناسی و کشف گورهای دوران پیش از تاریخ و باستانی در لرستان می توان به تشابه شکل ساختمان گورها و نحوه قرار گیری مردگان در آنها با لَهک ها پی برد .

اصولا یکی از دلایل محفوظ ماندن بسیاری از مفرغهای دفن شده به همراه مردگان همین امر مسدود و اندود و غیر قابل نفوذ ماندن آن گورها می باشد، بنابراین باید گفت که لَهک دارای تاریخچه ای بسیار کهن می باشد و پیدایش آن به زمانهای دور بر می گردد.

چنانچه بخواهیم مشابه ای برای اینگونه خاکسپاری در ایران و تاریخ آن بیابیم می توان آنها را دخمه های ساخته شده به روشی ساده دانست که در زمان مادها و هخامنشیان در دل کوهها کنده می شد چه در آن زمان ها بنابر آموزه های زردشت جسد مرده ناپاک بود و از سوی دیگر در همین آموزه ها نیز چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش نباید توسط ناپاکی آلوده گردند.

به همین دلیل در دین زردشت مرده ها را همچون برخی از ادیان نه می سوزانده اند نه در زیر خاک دفن می کرده اند و نه در معرض وزش باد و فضای آزاد قرار می داده اند و نه آن را در آب می انداخته اند بلکه اجساد را ابتدا در ساختمانهای تمام سنگ به نام برج خاموشان قرار می داده اند و پس از پوسیدن و تجزیه شدن اجزا، استخوانها را جمع آوری و در محلی همچون استودان قرار می داده اند.

بنابر آنچه که گفته شد، احتمالاً این لَهک ها یادگارهای از دورانهای بسیار دور هستند و بگونه ای شبیه سازی دخمه های هستند که در زمان مادها و هخامنشیان اجساد مردگان را در درون آنها قرار می داده اند و اندود کردن آنها بوسیله سنگ بدین سبب بوده تا چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش از آلودگی بدور باشند.
اما چون ساختن دخمه و کنندن آن در دل کوه کاری سخت و برای همگان میسر نبوده این روش جایگزین آن شده است.

استودان به معنی محل نگهداری استخوان می باشد.

زبان و گویش مردمان چگنی

 

گویش مردم چگنی لری است، این گویش کمترین لهجه و بیشترین نزدیکی را با زبان رسانه (رادیو و تلویزیون استان) و زبان گفتاری و رسمی مردم لرستان دارد.

این گویش با اشتراکات فراوانی که با دیگر زبان ها و گویش های لری (لکی، بالاگریوه، خرم آبادی، بروجردی و بختیاری) دارد اما در عین حال منحصر به فرد و مختض ایل و مردمان چگنی است.

دیگر لر زبان ها زمانی که می خواهند لری رسمی یا رسانه ای یا ادراری صحبت نمایند مجبور به تغییر لهجه یا تغییراتی در واژه ها و اصطلاحات خود هستند اما مردمان چگنی این مشکل را نداشته و گویش آنها همان گویش رسمی است.

با همه اشتراکاتی که گویش چگنی با گویش خرم آبادی دارد اما یکی نیستند، گویش خرم آبادی ترکیبی از تمامی زبان ها و گویش های رایج در میان قوم لر می باشد اما گویش چگنی فقط مختص این ایل است.

کلمات، واژه ها و اصطلاحاتی در گویش مردم چگنی وجود دارد که در دیگر گویش ها وجود ندارد، به عنوان مثال: جمع بستن در گویش چگنی با " ل " صورت می گیرد، مثل زن یا دختر که جمع آن می شود زَنل و دُخترل، یا کلماتی مثل " کا " که به معنی کجاست یا "های کا " یعنی کجا هستی، و یا پاره کردن را خرم آبادی ها و ایل بالاگریوه " دِرد مِش" اما مردمان ایل چگنی "دِریمِش" تلفظ می کنند.

در علم جامعه شناسی اصطلاحاتی با نام های اکثریت، اقلیت و برابر وجود دارد، که همیشه اکثریت ها اقلیت ها را در خود هضم و برابرها ضمن تاثیر پذیری از هم اما ساختار و چهار چوب اصلی خود را حفظ می نمایند.

گویش یا زبان مردمان چگنی بدون شک اگر در اکثریت نبوده اما در موقعیت برابر با دیگر ایلات لر بوده که ضمن تاثیر پذیری از یگر ایلات اما ساختار و چهارچوب اصلی خود را به خاطر غنی بودن از کلمات، واژه ها، اصطلاحات، ضرب المثل ها، شعر، موسیقی و ترانه ها تا کنون حفظ کرده است.

زبان لری و لکی را برگرفته یا باقی مانده دو زبان فارسی باستان و پهلوی (فیلی) می دانند.

در پست بعدی بعضی کلمات، واژه ها و اصطلاحات مختص ایل چگنی که در کتاب فرهنگ لُری تالیف استاد حمید ایزدپناه به آنها اشاره شده آورده می شوند.

https://t.me/ilechegenishahkeram

در کتاب فرهنگ لُری تالیف استاد حمید ایزد پناه بعضی کلمات، اصطلاحات و واژه ها ثبت شده اند که در جلوی آنها داخل پرانتز نام چگنی نوشته شده است که بدین معناست این کلمه فقط مختص ایل چگنی بوده و یا از زبان، گویش و یا فرهنگ مردم چگنی به دیگر زبان ها وارد شده است، به عنوان مثال:

اوسا usa – خنیاگر، مطرب
پاگیره- نامزد کردن دختری برای پسری
پَپی- papi- پروانه
پِرنوشpernosh- پریروز
تاته tata- عمو
تال- کمانچه
تِرَکِسه terakesa- ترکیدن
تِریشکه terishka- برق، صاعقه
تِفاق tefagh- پیش آمد، اتفاق
جِنِک jenek- لباس
خا – تخم مرغ
دِرِک Derrek – خار، درخت خاردار
دَرزن darzah- سوزن خیاطی
دومی dome- افراد شیاد و حیله گر
دینیا dinya- دیروز
رَش rash- حیوانی که رنگ پوست آن خاکستری مخلوط با زرد است.
زَم دار zam dar- زخم دار
سیفا sifa- تامل، تفکر
شِر sher- پاره پاره
غار gar- خار
فِره fera- فراوان
کِشکَه – عقرب
کِل- رد شدن
کا ka- کجا
مَلَه malaیا مَلو malo- شنا


https://t.me/ilechegenishahkeram

ارتباطی بین نام چگنی و جنگروی یا چِنگِری chengeri وجود ندارد.

 

چندی است میان گروهها و کانال های مرتبط با ایل چگنی مطالبی با این عنوان که: چگنی و چنگروی یا چنگری و اتابکان لر کوچک را به هم مرتبط می سازند نوشته می شود.

جنکروی (چنگروی) نامی است که در برخی کتب قدیمی از جمله شرفنامه دیده می شود، در کتاب شرفنامه آمده است که " گروه جنکروی که امراء لر کوچک خلاصه ایشانند از شعبه سلیوری اند "

در این کتاب از جنکروی با عنوان قوم یاد شده است (قوم جنکروی) و محمد و کرامی فرزندان خورشید را از قوم جنکروی ذکر کرده است.

دو محقق و نویسنده که خود را از بازماندگان و وابستگان اتابکان لر کوچک می دانند با نام های نصرت الله میر و اسفندیار غضنفری امرایی در مورد اتابکان لر کوچک و پیشینه آنان تحقیق کرده و کتاب نوشته اند.

نصرت الله میر خود را اصالتاٌ از اتابکان لر می داند اما آقای غضنفری امرایی خود را از وابستگان آنها می داند.
هر دوی آنها معتقدند که نام جنکروی در کتب قدیمی اشتباه ثبت گردیده است.

غضنفری امرایی معتقد هستند نام " جنگروی" در اصل "چِنگِری" chengeri بوده و این منطقه خاستگاه شجاع الدین خورشید و اتابکان لر کوچک بوده است.

آقای اسفندیار غضنفری امرایی در بیان کوههای طرهان یکی از آنان را " کوه وراز" یا "گراز چِنگِری" ذکر می کند.

غضنفری امرایی در جای دیگری می نویسد: در گویش لری نقطه مشجر و پُر درخت را چِنگری chengeri می گویند، این در صورتی است که در گویش لری و لکی منطقه پُر درخت را " چغرکو " و " چروکو " می گویند نه چِنگری، که این اظهار نظر خود جای تعمق دارد.

نصرت الله میر کلاٌ معتقد است جنکروی در اصل منگره یا منگروی بوده و تاریخ نگاران آن را اشتباه ثبت کرده اند و معتقد است که کرکی و منگره و گریت محل اقامت و زندگی اتابکان لر کوچک بوده است.

 نتیجه گیری:
پیشینه اتابکان لر کوچک، اصالت و خواستگاه آنان به اندازه کافی ابهام و تناقض دارد بنابراین ما پیشینه ایل چگنی و وجه تسمیه آن را هم به آنان گره نزنیم.

در بیشتر کتب قدیمی موجود دو اصالت، خواستگاه و پیشینه متفاوت برای چگنی و اتابکان لر کوچک ذکر کرده اند، اتابکان لر کوچک را از قوم جنکروی و چگنی را از ولایت لرستان و بروایتی از گوران و اردلان دانسته اند. (کتاب شرفنامه 57 و 58)

چرا ما ایل چگنی را که از ایلات اصیل لر و ایرانی و دارای اُمرائی خوشنام، قدرتمند، ممتاز و اهل ذوق و هنر همانند: ملا وارسته، بداق خان، عبدالله سلطان، عاشورخان و تراب خان چگنی و غیره بوده را به نام یا کلمه ی (جنگروی یا چنگری) که حتی در تلفظ و نوشتن آن اختلاف نظر زیادی وجود دارد یا سلسله ی اتابکان هر چند پرافتخار اما دارای ابهام زیادی در اصالت خود هستند پیوند بزنیم.

صدیق صفی زاده (صفحه 680 کتاب تاریخ کرد و کردستان) با استناد به شرفنامه چگنی را برادر سیاه منصور و زنگنه دانسته و به استناد به کتب دیگر نوشته، در زمان ساسانیان جزو گارد جاویدان بوده اند و در دوران اسلامی هم برای سربلندی و صیانت و استقلال ایران کوششهای زیادی کرده اند.

درکتاب شرفنامه آمده است که: چگنی ها از سایر کُردها ممتاز ترند.

بنابراین نام چگنی و پیشینه آن هیچ ارتباطی با چنگری و جنکروی و اتابکان لر کوچک ندارد.

اتابکان لر کوچک- شجاع الدین خورشید

🕌 مقبره شجاع الدین خورشید فرزند ابوبکر اولین اتابک لر کوچک (متعلق به حدود 817 سال پیش)

🔹 واقع در قریه گوشه شهنشاه

🔸اولین اتابک لرکوچک شجاع الدین خورشید و آخرین آنها شاهوردی خان بوده است. (570 تا 1006 ق)

🔺مقبره شجاع الدین خورشید در زمان شاهوردی خان والی، نوه دختری شاهوردی خان اتابک، مرمت و بازسازی شده است، در ورودی این مقبره و بر روی دیوار آن سنگ قبر حسین خان فیلی (سلیورزی) سر سلسله والیان لرستان و به تاریخ 1043 قمری وجود دارد.

🔹بر مزار اکثر اتابکان لر کوچک مانند: شجاع الدین، سیف الدین، فلک الدین، شرف الدین، شاه احمد، جمالدین خضر، الیاس و غیره بدلیل انتساب به امامان معصوم (حضرت ابوالفضل العباس (ع) و ام البنین) مقبره یا بارگاه ساخته شده است، اما بدلیل اینکه شیعیان فقط فرزندان حضرت فاطمه (س) را سید می دانند بیشتر اماکن اتابکان لر کوچک به مرور زمان جایگاه زیارتی خود را از دست داده و متروکه شده اند.

💎ایرانیان و قوم لر رسم ساخت گنبد و بارگاه بر مزار بزرگان، فرماندهان و نام آوران خود را نداشته اند، مگر بر مزار عارفی یا زاهدی، ساخت بارگاه یا مقبره برای اتابکان لر کوچک خود دلیل روشنی بر این است که اتابکان لر کوچک درست یا نادرست و یا به دلایل سیاسی و جو حاکم بر آن زمان خود را به اعراب هاشمی و اولاد حضرت علی (ع) منتسب می کرده اند.

📘نصرت الله میر می نویسد: شجاع الدین خورشید که از احفاد عباس ابن علی (ع) بود به علامت سیادت شال سبز به کمر می بست و برای کم کردن اعتبار خلیفه، او را عباسی هاشمی و خود را عباسی علوی می خواند. صفحه 56 کتاب تاریخ پانصد ساله لرستان.

💥مقبره اتابکان لر کوچک نسبت به بارگاه امام زادگان (بغیر از مقبره شجاع الدین خورشید) معمولاً کوچکتر و دارای یک اطاق چهار ضلعی بدون ایوان، بدون محراب، دارای سقف گنبدی شکل درب ورودی و راه پله

اتابک جماالدین خضر و شهاب الدین الیاس لنبکی

مقبره اتابک جماالدین خضر واقع در قبرستان خضر خرم آباد به تاریخ وفات 693 قمری-حدود 745 سال پیش.

مقبره اتابک شهاب الدین الیاس لنبکی واقع در منطقه چگنی روستای حیات الغیب به تاریخ فوت حدود 695- 694 قمری- حدود 743 سال پیش.

 شهاب الدین الیاس توسط یاران و طرفداران جماالدین خضر و به خونخواهی او کشته شده است.